|
نویسنده سيد سعيد لواساني
|
|
1388/10/20 ساعت 18:27:54 |
|
امروز و فردا
مقدمهای بر عمل انسانی ـ اسلامی
به جای مقدمه
عین القضات همدانی در یکی از مکتوبات خویش مینگارد:
«چندینگاه است تا میخواهم که چیزی نویسم که برادرم را در آن فایده بُود که او نتواند دانست و وقت دست نمیدهد، و سودایی که خاصّ به من تعلّق دارد و من در میان آنم او را به کار نمیآید، و نیز اگر نویسم که زیانش دارد و مرا نیز زیان دارد که مِن وجوهٍ کثیرهٍ. و آنچه او را سو دارد، مرا فراغت نمیبود که نویسم چیزی که خود بر سر نمیآیم؛ و پنداری غیرت وقت است که نمیخواهد که هر نامحرمی جمال او بیند.
ای دوست؛ عاشقان را زیبد که جمال معشوقان بیند. فارغان را از آن چه؟ باری، خود را زیر و زبر میبینم و حقا که نمیدانم که چه خواهم نبست...آنچه به طبع خواهم که بنویسم، نمیتوانم و آنچه به تکلّف باید نوشت من از آنِ خود مقصّرم. خدای آنچه صلاح و خیر راه من و دیگران است، بر من میسر کناد!
ای دوست؛ پنهان گَریَم به آشکارا خندم. هزار بند بر دست و قلم من نهد هر ساعت تقدیر. من نیز میسازم که جز ساختن تدبیری نیست به هیچ حال.»
آنچه از عارف همدانی آمد، شرح دست و قلم من بود در به روزرسانی تارنما. اگرچه حرف برای گفتن زیاد بود و هست، اما دست به قلم نمیرفت، تکلّف که نمیتوانستم بورزم، طبعم هم یاریم نمیکرد. آیا بعد از این به یاریم میشتابد؟ نمیدانم.
ارسال یادداشت (2یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
نویسنده سيد سعيد لواساني
|
|
1388/07/28 ساعت 10:19:25 |
|
طرحی نو در اندازیم
سید سعید لواسانی
ما باید غرب و اندیشههای غربی را بخوبی بشناسیم و به هیچوجه برای ما شایسته نیست که نسبت به حرکت عظیم فکری که در چهارصد سال اخیر در غرب رخ داده است، بیتفاوت باشیم. حتی اگر بخواهیم نسبت به این اندیشهها بیتفاوت هم باشیم، چنی امکان برای ما نیست. زیرا جهان معاصر جهانی درهم تنییده است، بهمنزلۀ دهکدهای که در دامنۀ آتشفشان بنا شده که از قضای روزگار ما خانۀ خود را در قلۀ آن بنا کردهایم و طبعاً نمیتوانیم سرمان را همانند کبک در زیر برف بکنیم و نسبت به پیرامون خود بیتفاوت باشیم. پس نه تنها بیتوجهای نسبت به اندیشهها و اندیشمندان غربی بیفایده است، بلکه بالاتر امکانپذیر هم نیست. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
نویسنده سيد سعيد لواساني
|
|
1388/07/26 ساعت 11:23:33 |
|
مدرنیته چیست؟
سید سعید لواسانی
مُدرنیته شاخصۀ فرهنگ غربی است که در اصل از اروپا سر برآورد، و سرایت دادن آن به فرهنگهای دیگر اشتباهی مضحک و نابخشودنی است. نکته مهم دربارۀ مدرنیته این مسأله است که مدرنیته شاخصۀ کل فرهنگ اروپایی هم نیست، بلکه شاخصۀ دورۀ خاصی از این فرهنگ است. به عبارت دیگر مُدرنیته قطعهای از تاریخ غرب را اشغال کرده دورهای که با دورههای پیشین فرهنگ غربی قیاسپذیر نیست. یعنی نه سدۀ کهن و یونان و روم باستان؛ و نه سدۀ میانه و قرون وسطی شباهتی با مدرنیته آنچنانچه در دنیای نو زاییده شده، ندارند. هرکدام از این دورهها با هم تفاوتهای بنیادین دارند، اگرچه نمیتوان از این نکته نیز چشمپوشی کرد که مدرنیته در درون دروههای پیشین زاده شده است و برآمده از همین فرهنگهاست. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>
|