|
قران کتاب هدایت
10
یادآوری:
در دو شمارۀ گذشته تلاش کردیم که تعریفی جامع از هدایت ارائه دهیم و انواع و مراحل هدایت را نیز تشریح کنیم. این شماره ادامه آن دو شماره است و «تحلیلی بر معنای هدایت و مراحل چهارگانۀ آن» دارد. پیشاپیش از اینکه این شماره بیش از حد معمول شد، عذر میخواهم.
امشب؛ شب شهادت مولای دوسرای حضرت امیرمومنان علی علیه السلام و شب قدر است، هیچ نمیگویم جز اینکه چشم امید همۀ ما به مولای کریممان است، در این شب و شبها و روزهای دیگر تا قیامت و تا ابد.
تحلیلی بر معنای هدایت و مراحل چهارگانۀ آن
«وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ آياتٍ مُبَيِّناتٍ وَ مَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِين»
«به یقین برای شما آیههای روشن و مثلی از کسانی که پیش از شما درگذشتند و پندی برای پارسایان نازل کردیم.» این آیه قران را کتابی میداند که با بیانی روشن معارف حقه و سرگذشت گذشتگان را بیان کرد تا مخاطبان آن راه را از چاه بشناسند و این هدایت عام تشریعی است که معنایش گذشت، اما در عین حال برای پارسایان پند و اندرز است که هدایت خاص برای آنهایی که که قلب خود را برای دریافت معارف الهی آماده کردهاند.
در این مجال مناسب میدانم که در ادامۀ بحثهای شمارۀ 8 و 9 نگاهی تکمیلی به «معنای هدایت و مراحل چهارگانۀ آن داشته باشیم.
تحلیلی بر معنای هدایت و مراحل چهارگانۀ آن
هدایت از عناوین فعل و به اصطلاح از صفات فعل است و دائرمدار قصدِ هادی است، یعنی باید هادی قصد کرده باشد که طرف مقابل را هدایت کند. گذشته از آن در هدایت دو پرسش پاسخ داده میشود، این دو پرسش عبارتند از (1) هادی چه کسی را هدایت کرد؟ (2) هادی او را به کجا هدایت کرد؟ پس ما در هدایت یک هادی داریم، که به قصد هدایت قیام میکند؛ و یک مهتدی که هادی او را راه نشان میدهد یا راه میبرد و به مقصد میرساند؛ و یک راه داریم که هادی مهتدی را از آن طریق به مقصد میرساند و یک مطلوب که همان مقصود از هدایت است. با این تحلیل هدایت به طور خلاصه رساندن فرد به مقصود است که با دو روش امکانپذیر است:
1. راه رسیدن به مقصد را به او نشان دهد. این همان است که ما در تعریفهای گذشته به عنوان ارائۀ راه از آن نام بردیم.
2. دست او را بگیرد و به مقصد برساند که این همان است که از آن به به مطلوب رساندن یاد کردیم.
هدایت به معنی نخست هدایت تشریعی است. هدایت به معنای دوم هدایت تکوینی است.
هدايت تشريعي راه رسیدن به مقصود را نشان میدهد، یعنی باورهای درست و حق، و رفتار و کردار درست را انسان که با آنها به حق میرسد،، هدایت تشریعی مینامیم. و چنانچه تذکر دادیم، دو مرحله دارد؛ مرحلۀ نخست هدایت عام تشریعی است که صرف نشان دادن راه است که در درون و فطرت انسان به ودیعه گذاشته شده است: «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا»
مرحلۀ دوم نوعی قانونگذاري است، که در آن امر و نهی و بعث و زجر و ثواب و عقاب هم تعبیه شده است. در این مرحلۀ راه به دقت علامتگذاری شده و همۀ مسیر واضح و دقیق تبین شده است و این راه وحی و انبیاء علیهم السلام است: «وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى» میفرماید: ما راه را به قوم ثمود نشان دادیم، اما آنها نابینایی را بر خود برگزیدند و به راه هدایت نیامدند. و قران نیز به این معنی هدایت تشریعی است: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقان» یعنی قران نه تنها هدایت تام برای همۀ مردم است، بلکه با بیان واضحی که دارد، راه را به تمامه نشان داده است و حق از باطل و صواب از خطا را نیز نمایان کرده است.
این دوم مرحلۀ هدایت تشریعی است که دیدیم که قران به معنای دوم هدایت عام است برای همۀ بشریت.
اما هدایت تکوینی یعنی اینکه خداوند دست بشر را بگیرد، و به سر منزل مقصود و کمال و رشدی که لایق آن هستند، برساند که آن هم دو مرحله دارد. مرحلۀ ابتدایی که برای همۀ موجودات است که آیاتش گذشت و انسان نیز در این مرحله گذشته از برخورداری از هدایت عام، دارای هدایت تکوین عام فطری است که همراه با هدایت تشریعی فطری بالاست. یعنی در درون انسان کلیات حقایق ـ بینشها و گرایشها ـ تعبیه شده است که هیچگاه از بین نمیرود و همیشه همراه انسان است، اگرچه برخی از انسانها آن را زنده بگور میکنند، اما آن از بین رفتنی نیست و قیامت که ظرف ظهور حقیقت است، مجداً ظهور میکند و اینجاست که عذاب انسان شکل میگیرد: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها * قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ خسر مَنْ دَسَّاها» «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون» میفرماید: به سوی دینی روی بیاور و از آن تبعیت کن که پاک است و هیچگونه شائبۀ بطلان در آن نیست، این دین مطابق با فطرت اولیه و خلقت انسان است که او در اعماق جان خود خطوط کلی این دین را مییابد. این فطرت قابل تبدیل و تغییر نیست و به این دلیل دینی که ما شما را به آن دعوت میکنیم، دینی قیم و پابرجاست و راه راست را بخوبی نمایان میکند.
استاد مطهری از این سرمایۀ اولی به «خود حقیقی» «خود اصیل» «من واقعی» و امثال این تعبیرات یاد میکنند. این مرحلۀ نخست هدایت تکوینی است که خداوند بشر را آماده کرده است که به مقصد راه یابد، درون او را به نور هدایت بینا کرده است.اما این مرحله به منزلۀ سرمایۀ حرکت و استعداد راهیابی است مرحلۀ دوم هدایت تکوینی هدایت پاداشی تکوینی است که خاص انسان مومنی است که با تقوا «خود حقیقی» را شکوفا کرده و باورهایی ایمانی در قلبش رسوخ کرده و به عمل صالح نیز آراسته شده است: «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلام» آری انسانی که خود حقیقیاش را پاس داشته باشد، خداوند متعال به پاداش چنین پاسداشتی؛ چنان انبساط و گشایشی در درون سینهاش ـ قلبش ـ ایجاد میفرماید که او حق را همانگونه که هست، میپذیرد و هیچگونه گرفتگی در برابر آن نخواهد داشت. و هم در بینش و نظر و هم در گرایش و کنش و عمل تسلیم حق میشود و این هدایت تکوینی ـ پاداشی حق است. و این نور الهی است که در درون سینه میتابد و قلب را روشن میفرماید: «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ...» این نور همان هدایت تکوینی ـ پاداشی الهی است: «ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ»
قران کریم نمونۀ عینی هدایت تکوینی پاداشی را دربارۀ سلسلۀ پیامبران چنینی بیان میفرماید: «وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» روشن است که این آبۀ شریفه هم به هدایت خاص اشاره دارد که ویژۀ بندگان خاص الهی است که آنها را در راه مستقیمی قرار داده است که حتما به مطلوب میرسند. و آن راه راست خاص چیست؟ توحيد خالص و ناب است که فطرت بشر بر اساس آن شکل گرفته و مطلوب نهایی همۀ آدمیان است.
ارسال یادداشت (0یادداشت) |