مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
هفتۀ دفاع مقدس یادآور یکی از زیباترین قطعههای تاریخ بشر است که تا تاریخ پابرجاست و بشر بر روی زمین زندگی میکند، از نورانیتش بهره خواهد برد. راستی چرا هشت سال دفاع ما؛ مقدس شد؟
جنگ فی نفسه امر زیبایی نیست، خرابی، کشتار، خسارت، جراحت، ویرانی، یتیمی، تجاوز و آوارگی از نتایج جنگ هستند و به همین دلیل، طبع انسان از جنگ تنفر دارد. اما در همیشۀ تاریخ دفاع امری ممدوح و پسندیده بوده است و تاریخ همواره ملتهایی را که دست بسته خود را تسلیم دشمن کردهاند، تقبیح کرده است. با وجود این، ملتهایی که در برابر دشمنان، از کیان و کشور خود دفاع کردهاند و پشت دشمن را به خاک مالیدهاند و بر این دفاع نیز بالیدهاند، دفاع خود را مقدس ننامیدهاند. بنابراین جا دارد که این پرسش را از خود بپرسیم که چرا دفاع هشتسالۀ ما دفاع مقدس نام گرفت؟
دو دلیل این نامگذاری است:
یک:ً این دفاع، حفاظت از قطعهای سرزمین و خاک نبود. بلکه دفاع از اسلام بود. بسیاری از جنگها به دلیل منافع مادی و بهرهکشی و تمتع بیشتر مادی رخ دادهاند، متجاوزان به دنبال کشورگشایی بودهاند تا بر قدرت و ثروت خود بیافزایند و مدافعان نیز در برابر ستمی که به سرزمین و مردمشان شده بود، خود را موظف به دفاع میدانستند. بنابراین دفاع از نظر آنها وظیفهای ملی – میهنی بود.
اما جنگ بر ملت ما تحمیل نشد تا سرزمین ما را از چنگمان در بیاورند و به منافع مادی ما دست پیدا کنند؛ بلکه جنگ را همۀ استکبار بر ما تحمیل کرد تا اسلام و انقلاب اسلامی را سرکوب و نابود کند و مدافعان دفاع مقدس خود را موظف به دفاع از اسلام دیدند، در حقیقت، این جنگ، جنگ کفر و ایمان بود نه دفاع از سرزمین. به تعبیر دیگر دفاع هشتسالۀ ما، صرفاًً وظیفهای ملی تلقی نمیشد، بلکه دفاع از کیان اسلام بود، و اسلام امری قدسی است و هر واقعهای که با آن گره بخورد مقدس میشود. و چنین شد که دفاع ما دفاع مقدس نام گرفت. دو: جوانانی که در جبهه حضور داشتند، جوانانی پرصلابت و در عین حال نورانی بودند که حضور در جبهه را عشقبازی با معشوق حقیقی میدانستند. آنها خود را در محضر محبوب عالم حس میکردند که گروهی بیادب و هتکاک بنا دارند در وادی او وارد شده و بر چهرۀ دلآرای او چنگ بیاندازند، آنها نیز از خان و مان و خانوادۀ خود گذشتند و جانشان را به دست گرفتند و عاشقانه به دفاع از محبوب پرداختند، آنها نه به پا بلکه به سر رفتند و سر دادند و چه زیبا عشق را تفسیر کردند. جنگ برای آنها کلاس عرفان بود که معلم آن حضرت سید الشهدا «علیه السلام» بود، و در خون غلتیدن به معنای تفسیر «ما رأیتُ الا جمیلاً»؛ و چنین جوانانی که هالهای از نور و قدس بر چهرهشان تابیده است، دفاع را مقدس میکنند. آری چنین رزمندگانی مطهر بودند و هر چیزی که با آنها باشد، متبرک میشود. سرزمین ایران به آنها متبرک و زنده شد و ایرانی که تا پیش از انقلاب اسلامی، همچون مردهای متحرک بازیچه قدرتها و قلدرهایی جهانی بود، با خون این جوانان پاک چنان تطهیر شد، که نه تنها قدمگاه آنها مقدس گردید، بلکه قطعۀ هشتسالۀ تاریخ ما نیز مقدس شد.
نویسنده
در تاریخ 1389/04/22 ساعت 03:24:25 با سلام معنادهی و معنایابی در اقیانوس دفاع مقدس انسان را بلاانفکاک به عالی ترین ارزشهای انسانی متصل می سازد. موضوعات و مطالب شما بدون اغراق عالی است. به لطف خدا ما هم خوشه چین معنوی دفاع ایم.
وبلاگ مدافعان بدون مرز وبلاگی است فعال در حوزه دفاع مقدس. در صورت تمایل سری به شاگرد حقیرتان
بزنید. دست بوس شما: سعید بنی فاطمی جانباز 55درصد گلستان مولف43جلد کتاب و 300مقاله ملی و
بین المللی در حوزه دفاع مقدس. حضور در جبهه44ماه تلفن همراه 09111757892