|
امروز و فردا
مقدمهای بر عمل انسانی ـ اسلامی
به جای مقدمه
عین القضات همدانی در یکی از مکتوبات خویش مینگارد:
«چندینگاه است تا میخواهم که چیزی نویسم که برادرم را در آن فایده بُود که او نتواند دانست و وقت دست نمیدهد، و سودایی که خاصّ به من تعلّق دارد و من در میان آنم او را به کار نمیآید، و نیز اگر نویسم که زیانش دارد و مرا نیز زیان دارد که مِن وجوهٍ کثیرهٍ. و آنچه او را سو دارد، مرا فراغت نمیبود که نویسم چیزی که خود بر سر نمیآیم؛ و پنداری غیرت وقت است که نمیخواهد که هر نامحرمی جمال او بیند.
ای دوست؛ عاشقان را زیبد که جمال معشوقان بیند. فارغان را از آن چه؟ باری، خود را زیر و زبر میبینم و حقا که نمیدانم که چه خواهم نبست...آنچه به طبع خواهم که بنویسم، نمیتوانم و آنچه به تکلّف باید نوشت من از آنِ خود مقصّرم. خدای آنچه صلاح و خیر راه من و دیگران است، بر من میسر کناد!
ای دوست؛ پنهان گَریَم به آشکارا خندم. هزار بند بر دست و قلم من نهد هر ساعت تقدیر. من نیز میسازم که جز ساختن تدبیری نیست به هیچ حال.»
آنچه از عارف همدانی آمد، شرح دست و قلم من بود در به روزرسانی تارنما. اگرچه حرف برای گفتن زیاد بود و هست، اما دست به قلم نمیرفت، تکلّف که نمیتوانستم بورزم، طبعم هم یاریم نمیکرد. آیا بعد از این به یاریم میشتابد؟ نمیدانم.
طرح بحث
اما از مرحوم قاضی نقل است که فرمودند: «منشا همۀ بدبختیها غفلت است که نخست آن غفلت از اوامر و نواهی الهی است. توجه به مرگ راه خروج از غفلت است، باید استعداد للموت پیدا شود.» مرحوم بهاءالدینی هم میفرمودند: «اگر مسألۀ مرگ حل شود، همۀ مشکلات ما حل میشود.» (هر دو نقل به مضمون است.)
آری همینکه بدانیم ما هم روزی میمیریم و باید خود را برای پس از مرگ آماده کنیم، همۀ مشکلات ما مرتفع میشود. روایات در این جهت بسیار است. واقعیت این است که انسان مسافری است که سفری طولانی و پرخطر را در جلوی راه خود دارد. این مسافر توقفی کوتاه در دنیا میکند. این توقف نه برای استراحت است و نه برای خواب و خوراک. بلکه این توقف برای تهیۀ توشۀ سفر است. البته بسیاری از انسانها از این سفر بیخبر میمانند و خود را در دنیا چنان سرگرم میکنند که گویی برای ابد میخواهند در دنیا بمانند و فردای در پی امروز خود ندارند. اما واقعیت چیز دیگری است. انسان «امروزی» دارد و «فردایی.» «امروز» حضور کوتاه ما در دنیاست و «فردا» با مرگ آغاز میشود و ابدی و جاودان است و بارگشتی در آن نیست و به بهشت یا جهنم ختم میشود. پس باید مبنای همۀ زندگی ما این دو نکته باشد: «امروز» و «فردا».
هر انسانی «امروزی» و «فردایی» دارد که از آن گریزی نیست و راه حل برونرفت از بسیاری از مشکلات و معضلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی توجه به همین موضوع اساسی و در عین حال ساده است.
«إِنَّكُمْ فِي يَوْمِ عَمَلٍ لَيْسَ فِيهِ حِسَابٌ وَ يُوشِكُ أَنْ تَكُونُوا فِي يَوْمِ حِسَابٍ لَيْسَ فِيهِ عَمَل»
هر کدام از امروز و فردا ویژگی خاص خود را دارند. «امروز» که خانۀ دنیا باشد، روز عمل است؛ روز ایمان، و تلاش و کوشش برآمده از آن. و «فردا» که روز آخرت باشد، روز حساب است، روزی که انسان نتیجۀ ایمان و عمل خود را مییاید. اگر این چنین است، آیا نباید عمل ما برای روز حساب باشد؟ آیا نباید لحظهای در کارهای خود تأمل کنیم، که برای خداست یا نفس؟ آیا نباید در اعمال و رفتار و گفتار خود بیاندیشیم که محرک آنها خدا و ایمان دینی است یا شیطان و تحرک شیطانی؟ آیا نباید در هر روز با خود شرط کنیم که همۀ اعمال خود را برای خدا و جلب رضای او انجام دهیم؟ آیا نباید در لحظه لحظۀ زندگی خود مراقب باشیم تا به خطا نرویم؟ و آیا نباید از خود حسابرسی دائمی کنیم تا اگر در راه راست بودیم، خدا را سپاس گویم و اگر به در کژراهه گرفتار آمدیم، باز گردیم؟ آری اگر مسألۀ مرگ برای ما حل شود، همه مشکلات ما حل میشود. زیرا مرگ یعنی انتقال از خانۀ عمل که دنیا باشد، به خانۀ حساب که آخرت است.
|
نویسنده ناصر عزیزخانی در تاریخ 1388/11/03 ساعت 15:47:30 سلام امیدوارم در شعاع مهر حضرت دوست همواره جانتان آفتابی باشد یا حق http://naser59.blogfa.com/ | نویسنده یه بنده خدا در تاریخ 1388/11/03 ساعت 15:48:07 طبع آدمی گاهی رفیق نیمه راه میشه اما پشیمون میشه و برمیگرده | نویسنده سید علی لواسانی در تاریخ 1389/03/12 ساعت 06:38:18 سلام استفاده کردیم با غزلی به روزم |
|