صفحه اصلی | لینکستان | تماس با ما

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

 

حاضرین در سایت
17 میهمان حاضرند
Home arrow صفحه اصلی arrow سياسي arrow انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي
انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده سيد سعيد لواساني   
1388/02/23 ساعت 15:29:32

 


انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی

روزی که انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید، نوری به جهان ظلمت‌زدۀ معاصر تابیده شد که روشن بود که از نتایج سحر است و باید منتظر بود تا صبح دولتش بدمد. همین نکته باعث شد که از همان ابتدا با چالش‌های بسیاری مواجه شود، توطئه‌هایی که هرکدام می‌توانست انقلاب‌های بزرگی را از پا دربیاورد، اما انقلاب اسلامی نه تنها نابود نشد، که قوی‌تر هم گردید.

 

 


با ظهور انقلاب اسلامي قدرت جدیدی در حال شکل‌گیری است که دنیای بسته‌ای را که غربیان به وجود آورده و همۀ جهانیان را به آن دعوت می‌کنند، نفی می‌کند و راه و دنیای جدیدی مطرح می‌کند که نورانی است نه ظلمانی. راه و دنیایی که مبتنی بر دین و اندیشۀ دینی است و این درست تقابل با همۀ دعوت مدرنیته بود.

راستی چه عاملی استکبار جهانی را به مقابلۀ همه‌جانبه با انقلاب اسلامی کشاند؟ آن‌ها می‌دانستند قدرت جدیدی در حال شکل‌گیری است که دنیای بسته‌ای را که غربیان به وجود آورده و همۀ جهانیان را به آن دعوت می‌کنند، نفی می‌کند و راه و دنیای جدیدی مطرح می‌کند که نورانی است نه ظلمانی. راه و دنیایی که مبتنی بر دین و اندیشۀ دینی است و این درست تقابل با همۀ دعوت مدرنیته بود. چنان شد که  انقلاب اسلامی از ابتدا خود را به عنوان قدرتی مطرح کرد که در برابر همۀ حاکمیت غرب ایستاده و همگان را به اسلام ناب دعوت می‌کند، این به معنای نفی همۀ حاکمیت غرب و مدرنیته و به وجود آوردن نظمی نوین در جهان معاصر بود که ستم و فساد دنیای معاصر را برنمی‌تافد. همین نکته دلیل بیداری اسلامی شد.

جوامع اسلامی که در سدهای نوزدهم و بیستم کاملاً به عنوان مستعمره‌های دولت‌های زورگوی اروپایی و امریکایی درآمده بودند، در بی‌هویتی و آشفتگی کامل و همه‌جانبه به سر می‌برند، در این وضعیت جریان روشنفکری این کشورها نسخه‌های نادرستی تجویز می‌کردند که نه تنها درمانی بر دردهای این جوامع نبود، بلکه بر بیماری آن‌ها که استعمارزدگی و دوری از اصالت اسلامیشان بود، می‌افزود. از سوی دیگر جریان‌های اسلامی نیز، راه بازگشت به حیات اسلامی را گم کرده بودند. اما انقلاب اسلامی نه تنها استکبار جهانی را بتمامه نفی کرد، بلکه راه بازگشت به اسلام ناب و احیا اندیشه دینی را به جهان اسلام نشان داد و همین نکته بیداری جهان اسلام را در پی‌داشت. و استکبار را به وحشت انداخت، زیرا نه تنها منافع خود را در ایران با آن موقعیت ویژه و ممتازش در خطر می‌دید، از آن بالاتر بخوبی می‌دانست که این انقلاب، بیداری و خیزش اسلامی را به دنبال خود دارد و این بیداری همۀ نقشه‌های آن‌ها را در جهان اسلام از بی‌اثر می‌کند و همچنین می‌دید که دین که یا عامل تخدیر محسوب می‌شد یا به گوشۀ خانه‌ها و کلیساها و مساجد خزیده بود، به صحنۀ اجتماع و سیاست آمده و به عامل قدرتی در برابر خوی استکباری آن‌ها بدل شده است. 

درست است که پیروزی انقلاب اسلامی، باعث شکل‌گیری نظام اسلامی در ایران شد که علی رغم همۀ توطئه‌ها، جنگ‌ها، کودتاها و تحریم‌ها سربلندتر از گذشته به پیش می‌رود، اما وجهۀ اصلی این انقلاب بیداری اسلامی است که خیزش مسلمانان در اقصی نقاط جهان، به ویژه در خاورمیانه طلیعۀ این بیداری است. بنابراین انقلاب اسلامی در آستانۀ سی‌ام سال تولدش، هم‌چون گذشته؛ باطراوت و سازنده،  بلکه غنیتر از گذشته به پیش میرود و استکبار نیز، همچون گذشته و بلکه بیشتر از آن به مقابلۀ آن برخاسته است. به تعبیر دیگر ما در جبهه‌ای قرار داریم که یک سر آن غنای انقلابی و اسلامی ما و سوی دیگر آن هجوم همه‌جانبۀ دشمن برای نابودی یا لااقل انزوای ماست. این‌جاست که کار بر ما سخت‌تر می‌شود. استکبار تقریباً در جبهۀ نظامی شکست خود را پذیرا شده است، هم در برابر صلابت مردم ایران در 8 سال دفاع گسترده‌اش شکست را به چشم خود دید و هم در برابر مقاومت اسلامی لبنان خفت و خواری را نصیب خود کرد و هم اخیراً در برابر حماس و مقاومت اسلامی مردم باریکۀ غزه ذلت و بی‌چارگی خود را بعینه مشاهده کرد. اما در جبهۀ فرهنگی هنوز امیدوار است و ناتوی فرهنگی در کار شبیخون فرهنگی است تا جوامع اسلامی به ویژه ایران اسلامی را در برابر پدیدۀ سکولاریزاسیون ذهنی و سکولاریزاسیون عینی و در نتیجۀ تهی شدن از درون به اضمحلال بکشاند.

آری حرکت آیندۀ ما در درجۀ نخست فرهنگی است، و آن دعوت خود و جهان اسلام به شناخت و پیمودن راه امام بزرگوار ماست، اصول و ارزش‌هایی که این حکیم الهی پایه گذاشتند و جوانان عزیز ما بر سر آن جان دادند، چراغ راه انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی که باید فروزان‌تر از گذشته روشن نگهداشته شود و این تکلیف و وظیفۀ انقلابی ما به ویژه نسل جوان و سرزندۀ ایران اسلامی است.

سکولاریزاسیون پدیده‌ای تحمیلی است که بر اساس آن دین مردم به امری کاملاً فردی و کاهش‌یافته مبدل می‌شود و ابتدا ذهن و دل جوانان را از دین به عنوان عامل مقاومت و پیروزی جدا می‌کند و آن‌گاه نهادهای دینی را به کناری می‌نهد و نهادهای موافق طبع مدرنیته را جایگزین آن‌ها می‌نماید.  استکبار جهانی ساکت ننشسته و وقتی راه نظامی را کارآمد ندید، به شبیخون فرهنگی روی آورد و این جدی‌ترین خطری است که انقلاب اسلامی و به تبع آن بیداری و خیزش اسلامی را تهدید می‌کند.

اما راه ما در برابر این حرکت ضدفرهنگی، نشر، تبین و ترویج فرهنگ نورانی اسلام ناب در جامعۀ خود و همۀ جوامع اسلامی است. اگر ما هویت اسلامی خودمان را به مثابۀ ارزش پاینده باور داشته باشیم، و جهان اسلام هم باور کند که امت اسلامی است نه کشورهای جدای از هم و می‌تواند با بهره‌گیری از توان دینی و استعداد خدادای خود، راه خود را به پیش ببرد و تمدنی بر اساس فرهنگ نورانی ابراهیمی به وجود بیاورد، یقیناً راهی را که انقلاب اسلامی آغاز کرده به سرانجام خواهد رسید. یادمان نرود که این  راهی است که امام خمینی در پیش پای ما قرار دادند و ما در بهمن 57 آغاز کردیم و در طی سی سال گذشته پیمودیم و در آینده نیز جز آن راهی نداریم، زیرا رمز بقای ما در دنیا پرفتنۀ کنونی، ادامۀ راه امام است. آری حرکت آیندۀ ما در درجۀ نخست فرهنگی است، و آن دعوت خود و جهان اسلام به شناخت و پیمودن راه امام بزرگوار ماست، اصول و ارزش‌هایی که این حکیم الهی پایه گذاشتند و جوانان عزیز ما بر سر آن جان دادند، چراغ راه انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی که باید فروزان‌تر از گذشته روشن نگهداشته شود و این تکلیف و وظیفۀ انقلابی ما به ویژه نسل جوان و سرزندۀ ایران اسلامی است.

آخرین بروز رسانی ( 1388/02/23 ساعت 15:50:15 )
 استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع مجاز ميباشد