|
نویسنده سيد سعيد لواساني
|
|
1388/07/11 ساعت 09:28:37 |
|
چرا دفاع ما مقدس شد؟

سید سعید لواسانی
هفتۀ دفاع مقدس یادآور یکی از زیباترین قطعههای تاریخ بشر است که تا تاریخ پابرجاست و بشر بر روی زمین زندگی میکند، از نورانیتش بهره خواهد برد. راستی چرا هشت سال دفاع ما؛ مقدس شد؟
جنگ فی نفسه امر زیبایی نیست، خرابی، کشتار، خسارت، جراحت، ویرانی، یتیمی، تجاوز و آوارگی از نتایج جنگ هستند و به همین دلیل، طبع انسان از جنگ تنفر دارد. اما در همیشۀ تاریخ دفاع امری ممدوح و پسندیده بوده است و تاریخ همواره ملتهایی را که دست بسته خود را تسلیم دشمن کردهاند، تقبیح کرده است. با وجود این، ملتهایی که در برابر دشمنان، از کیان و کشور خود دفاع کردهاند و پشت دشمن را به خاک مالیدهاند و بر این دفاع نیز بالیدهاند، دفاع خود را مقدس ننامیدهاند. بنابراین جا دارد که این پرسش را از خود بپرسیم که چرا دفاع هشتسالۀ ما دفاع مقدس نام گرفت؟
دو دلیل این نامگذاری است:
ارسال یادداشت (1یادداشت) |
|
آخرین بروز رسانی ( 1388/07/11 ساعت 09:37:39 )
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
انقلاب اسلامی و علوم انسانی |
|
نویسنده سيد سعيد لواساني
|
|
1388/07/07 ساعت 09:22:08 |
|
انقلاب اسلامی و علوم انسانی
به بهانۀ سال تحصیلی جدید

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، راهی جدید در فراروی دنیا بحرانزدۀ معاصر باز شد، راهی که مبتنی بر معنویت و عدالت بود. این انقلاب پایه در اسلام و مکتب حیاتبخش اهل بیت عصمت و طهارت «سلام الله علیهم اجمعین» داشت و داعیه و ماموریت اصلی آن تشکیل جامعۀ نمونۀ انسانی – اسلامی بود، جامعه و تمدنی که در آن معنویت و عدالت اصل است.
ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
نویسنده سيد سعيد لواساني
|
|
1388/07/01 ساعت 08:01:48 |
|
ماه رمضان و روسیاهی ما
سید سعید لواسانی
ماه رمضان رفت و علی القاعده باید از رفتن آن غمگین باشیم، چه ماه زیبایی که رفتنش انسان را به درد میآورد. داستانی از عاشقی شیدا میخواندم که از شدت غصه و ناراحتی نحیف و کمتوان شده بود، گفتند: آیا در فراق یار میسوزی؟ گفت: نه در وصالم. گفتند: پس این همه درد و ناله برای چیست؟ گفت: میترسم که فراق حاصل شود. آری عارفِ عاشق از اول ماه نگران فراق آخر آن است، و مینالد و گریه سر میدهد. اما راستش من از رفتن ماه رمضان ناراحت نشدم، نه به خاطر اینکه از او خسته شده بودم. نه اتفاقاً خیلی هم او را دوست دارم. میزبانی کریم که یک ماهی با او بودیم. چه جوانان عاشقی که روزها به خدمت و شبها به عبادت مشغول بودند، چه شبها قدر زیبایی، آری چه ماه زیبایی. اما چرا ناراحت نشدم. امسال در شهر مناظری میدیدم که دردی بر دلم مینشاند که نمیتوانم آن را پنهان کنم. در کنار این همه عاشقی و زیبایی؛ بیاحترام برخی به این ماه چنان آشکار بود که نمیدانم دربارۀ آن چه باید گفت. این میزبانی بزرگوار که چنان مورد بیمهری قرار گرفت و با او چنان بدرفتاری کردند، که هر غیرتمندی را غمگین و ناراحت میکند. روزهخواری علنی در معابر و مناظر تا جایی که حتی برخی غذاخوریها علناً غذا صرف میکردند و بدتر اینکه دولت (دولت به معنای عام کلمه که بخشی از آن قوۀ مجریه است) و نیروهای انتظامی نسبت به این بیاحترامی علنی هیچ عکسالعملی از خود نشان نمیدادند. چه بگویم، برخی بدون عذر روزهشان را میخورند، اما تظاهر به روزهخواری نمیکنند، اما گروهی چنان نادان و سفیه هستند، که به روزهخوری تظاهر میکنند، این تظاهر اعلام جنگ و مخالفت علنی با ماه خداست. در برابر این گروه چه باید کرد؟ ارسال یادداشت (1یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>
|