|
قرآن کتاب هدایت
8
به فضل الهی هشتمین بخش بحث «قرآن کتاب هدایت» تقدیم حضور فرهیختگان میشود، در این بحث آیۀ 111 سورۀ مبارکۀ یوسف محور بحث است و طی آن تلاش کردهایم، تعریفی از «هدایت» و «حقیقت هدایت» ارائه دهیم.
تعریف و حقیقت هدایت
«لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ بالله»
بعد از اینکه داستان پر فراز و نشیب یوسف علیه السلام را بیان فرمود، بیان میفرماید که منظور ما داستانسرایی نیست، بلکه هدف از بیان داستان پیامبران عبرتگیری برای صاحبدلان و اندیشمندان است و به این منظور خداوند متعال در قران عظیم هر آنچه بشر در سعادت و رشدِ زندگی دنیویی و اخروی خود به آن نیازمند است، شرح و تبین فرموده است. و این معنای هدایت است که انسانها را به سعادت دنیویی و اخروی رهنمون میشود و این رحمت خاص الهی است که مومنان از این هدایت و رحمت خاص الهی بهره میبرند و به راه راست هدایت میشوند.
در آیه نکاتی است که طرح آنها خارج از بحث ماست. اما آنچه در بحث ما مهم است، پاسخ به این پرسش است که حقیقت هدایت چیست؟ هدایت در واژگان به راهنمایی با نرمی تعریف شده است. این تعریف در عین حال که تعریف خوبی است، خیلی دقیق نیست، تعریف دقیقتر هدایت را از زبان مفسر ارزشمند مرحوم علامۀ طباطبائی بشنویم:
«هدایت به معنای راهنمایی و نشاندادن هدف به وسيله نشان دادن راه است که نشان دادن راه نوعی رساندن به مطلوب و مقصد است. هدایت كار خدا است، اما از آنجا که سنت الهی بر این تعلق گرفته است که کارها را از مجراى اسباب انجام دهد، در این مسئله هم سببی فراهم مىكند، تا مطلوب و مقصود کشف شود، و بندهاش در سير زندگانی به هدف نهايى خود برسد.»
مرحوم علامه تعریف مذکور از هدایت را برداشتی از دو آبۀ کریمه میدانند. نخست آیۀ 125 سورۀ مبارکۀ انعام: «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ، يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ». دوم آیۀ 69 سورۀ مبارکۀ عنکبوت: «ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ، ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ»
در ادامه خواهیم دید که راهیابی به حقیقت هدایت کاری بس مشکل است، اما در این مجال با توجه به تعریف استاد علامه عرض میکنیم که هدایت مفهوم عامی است که دو وجه را شامل میشود:
(1) هدایت به معنای راهنمایی است.
(2) هدایت به معنای نشان دادن هدف به وسیلۀ نشان دادن راه است.
منظور از راهنمایی یعنی به مطلوب رساندن است. پس هدایت معنای عامی است که دو چهره از اسم «هادی» خداوند را در بردارد و «هادی» اسم و صفت فعل خداوند متعال است.
با توجه به تعریف مذکور قران هم هدایت است، برای همۀ مردم که مقصود و راه رسیدن به مقصود را ـ به همگان ـ نشان میدهد که این هدایت عام تشریعی است و هم راهنماست که دست مومنان را میگیرد و به سر منزل مقصود میرساند که این هدایت خاص قران است که همان رحمت خاص الهی است.
تا اینجا ما در محدودۀ مفهوم و تعریف مفهومی هدایت بودیم. اما شناخت حقیقت آن کار آسانی نیست، در واقع ما به صورت بدیهی شناختی از هدایت داریم، اما پیبردن به حقیقت آن بسیار مشکل است و تنها از راه علم حضوری و شهودی میتوان به حقیقت آن رسید. به تعبیر استاد متاله حضرت آیت الله جوادی آملی «هدايت مانند علم و هستي، مفهومي روشن و حقيقتي نهان و پوشيده دارد، يعني شناخت هدايت چون شناخت علم و هستي در عين وضوح، پيچيده و دشوار است.» دلیل این پوشیدگی و عدم راهیابی به حقیقت هدایت این است که هدایت از سنخ ماهیت نیست تا جنس و فصلی داشته باشد تا با شناخت آنها به شناخت حقیقت هدایت هم نائل شویم. بنابراین ما یا باید هدایت را در درون خود بیابیم که در این صورت به حقیقت هدایت پیبردهایم، یا به لوازم، عوارض، ارکان، انواع و نتایج آن توجه کنیم که در این صورت هم شناختی در حد لوازم پیدا کردهایم. بنابراین شناخت هدایت در قرآن را باید با تبین آیات قرآن به بررسی نشست.
همچنین از این تعریف دو مطلب روشن میشود:
(1) هدایت فقط کار و فعل خداوند است و بذات خداوند است که بندگان را هدایت میفرماید. به عبارت دیگر اسناد هدایت به غیر خداوند ـ به صورت استقلالی ـ غلط است.
(2) قران که هدایت مردم و هدایت مومنان و متقیان است، همینطور اهل بیت عصمت و طهارت که هدایت هستند، آنها اسباب هدایتند، که خداوند متعال از مجاری آنها بشر و مومنان را به راه میاورد و به مقصود میرساند. بنابراین آنها در هدایت نقش تبعی دارند نه نقش ذاتی. به تعبیر حضرت استاد جوادی آملی آنها چون وجه الله هستند، میتوانند بشر را هدایت کنند و مجرای فیض الهی میشوند.
ارسال یادداشت (0یادداشت) |