صفحه اصلی | لینکستان | تماس با ما

امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

 

حاضرین در سایت
5 میهمان حاضرند
Home arrow صفحه اصلی
قرآن کتاب هدایت 8
نویسنده سيد سعيد لواساني   
1389/06/01 ساعت 22:16:39

قرآن کتاب هدایت

8

به فضل الهی هشتمین بخش بحث «قرآن کتاب هدایت» تقدیم حضور فرهیختگان می‌شود، در این بحث آیۀ 111 سورۀ مبارکۀ یوسف محور بحث است و طی آن تلاش کرده‌ایم، تعریفی از «هدایت» و «حقیقت هدایت» ارائه دهیم.

 

تعریف و حقیقت هدایت

 

«لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى‏ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ بالله‏»[1]

بعد از این‌که داستان پر فراز و نشیب یوسف علیه السلام را بیان فرمود، بیان می‌فرماید که منظور ما داستان‌سرایی نیست، بلکه هدف از بیان داستان پیامبران عبرت‌گیری برای صاحب‌دلان و اندیشمندان است و به این منظور خداوند متعال در قران عظیم هر آن‌چه بشر در سعادت و رشدِ زندگی دنیویی و اخروی خود به آن نیازمند است، شرح و تبین فرموده است. و این معنای هدایت است که انسان‌ها را به سعادت دنیویی و اخروی رهنمون می‌شود و این رحمت خاص الهی است که مومنان از این هدایت و رحمت خاص الهی بهره می‌برند و به راه راست هدایت می‌شوند.

در آیه نکاتی است که طرح آن‌ها خارج از بحث ماست. اما آنچه در بحث ما مهم است، پاسخ به این پرسش است که حقیقت هدایت چیست؟ هدایت در واژگان به راهنمایی با نرمی تعریف شده است.[2]  این تعریف در عین حال که تعریف خوبی است، خیلی دقیق نیست، تعریف دقیق‌تر هدایت را از زبان مفسر ارزشمند مرحوم علامۀ طباطبائی بشنویم:

«هدایت به معنای راهنمایی و نشان‌دادن هدف به وسيله نشان دادن راه است که نشان دادن راه نوعی رساندن به مطلوب و مقصد است. هدایت كار خدا است، اما از آن‌جا که سنت الهی بر این تعلق گرفته است که کارها را از مجراى اسباب انجام دهد، در این مسئله هم سببی فراهم مى‏كند، تا مطلوب و مقصود کشف شود، و بنده‏اش در سير زندگانی به هدف نهايى خود برسد.»[3]

مرحوم علامه تعریف مذکور از هدایت را برداشتی از دو آبۀ کریمه می‌دانند. نخست آیۀ 125 سورۀ مبارکۀ انعام: «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ، يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ». دوم آیۀ 69 سورۀ مبارکۀ عنکبوت: «ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ، ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ»

در ادامه خواهیم دید که راهیابی به حقیقت هدایت کاری بس مشکل است، اما در این مجال با توجه به تعریف استاد علامه عرض می‌کنیم که هدایت مفهوم عامی است که دو وجه را شامل می‌شود:

(1) هدایت به معنای راهنمایی است.

(2) هدایت به معنای نشان دادن هدف به وسیلۀ نشان دادن راه است.

منظور از راهنمایی یعنی به مطلوب رساندن است. پس هدایت معنای عامی است که دو چهره از اسم «هادی» خداوند را در بردارد و «هادی» اسم و صفت فعل خداوند متعال است.[4]

با توجه به تعریف مذکور قران هم هدایت است، برای همۀ مردم که مقصود و راه رسیدن به مقصود را ـ به همگان ـ نشان می‌دهد که این هدایت عام تشریعی است و هم راهنماست که دست مومنان را می‌گیرد و به سر منزل مقصود می‌رساند که این هدایت خاص قران است که همان رحمت خاص الهی است.

تا این‌جا ما در محدودۀ مفهوم و تعریف مفهومی هدایت بودیم. اما شناخت حقیقت آن کار آسانی نیست، در واقع ما به صورت بدیهی شناختی از هدایت داریم، اما پی‌بردن به حقیقت آن بسیار مشکل است و تنها از  راه علم حضوری و شهودی می‌توان به حقیقت آن رسید. به تعبیر استاد متاله حضرت آیت الله جوادی آملی «هدايت مانند علم و هستي، مفهومي روشن و حقيقتي نهان و پوشيده دارد،  يعني شناخت هدايت چون شناخت علم و هستي در عين وضوح، پيچيده و دشوار است.»[5] دلیل این پوشیدگی و عدم راهیابی به حقیقت هدایت این است که هدایت از سنخ ماهیت نیست تا جنس و فصلی داشته باشد تا با شناخت آنها به شناخت حقیقت هدایت هم نائل شویم. بنابراین ما یا باید هدایت را در درون خود بیابیم که در این صورت به حقیقت هدایت پی‌برده‌ایم، یا به لوازم، عوارض، ارکان، انواع و نتایج آن توجه کنیم که در این صورت هم شناختی در حد لوازم پیدا کرده‌ایم. بنابراین شناخت هدایت در قرآن را باید با تبین آیات قرآن به بررسی نشست. 



[1] یوسف: 111

 [2]مفردات راغب؛ ص: 835

[3] المیزان فی تفسیر القران؛ ج: 1؛ ص: 37 ذیل آیۀ 6 سورۀ مبارکۀ حمد

[4] هم‌چنین از این تعریف دو مطلب روشن می‌شود: 

(1) هدایت فقط کار و فعل خداوند است و بذات خداوند است که بندگان را هدایت می‌فرماید. به عبارت دیگر اسناد هدایت به غیر خداوند ـ به صورت استقلالی ـ غلط است.

(2) قران که هدایت مردم و هدایت مومنان و متقیان است، همین‌طور اهل بیت عصمت و طهارت که هدایت هستند، آنها اسباب هدایتند، که خداوند متعال از مجاری آنها بشر و مومنان را به راه می‌اورد و به مقصود می‌رساند. بنابراین آنها در هدایت نقش تبعی دارند نه نقش ذاتی. به تعبیر حضرت استاد جوادی آملی آنها چون وجه الله هستند، می‌توانند بشر را هدایت کنند و مجرای فیض الهی می‌شوند.

[5] تفسیر موضوع قران؛ ج: 16؛ ص: ص: 27 ـ 28

ارسال یادداشت (0یادداشت)
قران کتاب هدایت 7
نویسنده سيد سعيد لواساني   
1389/05/31 ساعت 19:26:27

 

قران کتاب هدایت

7

 

یادآودی:

کم‌کم به دوازدهمین شب ماه مبارک رمضان پا می‌گذاریم، راستی چقدر گذر عمر سریع است. این عمر ماست که می‌‌گذرد و ما را به روز موعود نزدیک می‌کند، روزی که فرشتۀ پروردگار بر بالای سرمان حاضر می‌شود و ندای الرحیل می‌دهد. راستی برای آن روز آماده هستیم!

به فضل الهی با هفتمین بخش بحث «قران کتاب هدایت» با بررسی آیۀ 52 سورۀ مبارکۀ اعراف در کنار سفرۀ اکرام شما هستم، از خداوند متعال می‌خواهم که این عمل ناچیز را از حقیر قبول بفرماید.

 

سه ویژگی قرآن

 

«وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى‏ عِلْم‏ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏»[1]

قران کتابی الهی است که مبتنی بر علم است و برای مومنان کتاب هدایت و رحمت است. در این آیۀ شریفه سه ویژگی برای قران بیان شده است: (1) تفصیل از روی علم (2) هدایت برای همۀ مردم؛ (3) رحمت برای مومنان.

به نظر می‌رسد که از سه ویژگی یاد شده ویژگی نخست و دوم برای همۀ مردم است: قران با علم تفصیل یافته است، یعنی همۀ اموری که لازمۀ زیست دنیویی و اخروی انسان است به تفصیل و مبتنی بر علم ـ نه حدس و گمان ـ بیان  شده است، همۀ معارف، احکام و ریزه‌کاری‌های اخلاق الهی. این ویژگی نخست. اما ویژگی دوم که قران کتاب هدایت است، هدف نزول و فروفرستادن قران را تبین می‌فرماید، که در این صورت قران کتاب هدایت برای همگان است.

این دو ویژگی عمومی قران؛ اما در عین حال قران رحمت خاصۀ الهی برای مومنان است که خود را در معرض علم و هدایت قران قرار می‌دهند. مومن به محض این‌که قران را شنید، ایمان می‌آورد: «يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا»[2] «وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى‏ آمَنَّا»[3] ‏«رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا»[4] اما این مرحلۀ نخست هدایت قران و رحمت خاص الهی است، و هدایت و رحمت خاصۀ الهی ادامه دارد و انسانی که با حسن اختیار، خود را در مسیر هدایت و ایمان قرار داد، رحمت خاصۀ الهی بر او جاری می‌شود و هدایتش فزونی می‌یابد: «وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُم‏»[5] «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِم ‏وَ زِدْناهُمْ هُدى»[6] آری آن‌که درون و برون خود را پاک کند و آمادگی پذیرش هدایت الهی را داشته باشد، خداوند با قرانش او را هدایت می‌کند، همین که او هدایت شد و یک قدم به سوی قران برداشت، رحمت خاصۀ الهی بر او جاری می‌شود و هدایت او افزون می‌شود. به تعبیر دیگر هدایت انسان پیچیده شده در رحمت عام و خاص الهی است؛ به این نحو که قران کتاب بیان و هدایت برای همۀ بشر است و این رحمت عام و هدایت عام الهی است؛ اگر انسان با سرمایۀ فطرت و هدایت فطری پاسخ قران و «داعِيَ اللَّه‏»[7] «دعوت‌کننده» را داد و به قران ایمان آورد و به دستوراتش عمل کرد و در یک کلام هدایت شد، رحمت خاص الهی بر او جاری می‌شود و هدایت فزونی می‌یابد و دامنۀ این هدایت و رحمت خاصه تا جایی است که به ذهن هیچ بشری خطور نکرده است، تنها شرطش در راه بودن است. این یعنی این‌که هدایت الهی شرط لازمی است که اختیار انسان آن را به ثمر می‌رساند و انسان را به مقصد نهایی خود می‌رساند.

در این مقام بحث بسیار است، باشد برای بعد. ان‌شاءالله



[1] اعراف: 52

[2] جن: 2. «به رشد هدایت می‌کند پس ما ایمان آوردیم» یعنی بلافاصله و بدون درنگ و نیاز به مشورت و تامل اضافی.

[3] جن: 13. «ما همان که هدایت (قران) را شنیدیم، ایمان آوردیم.» در این آیه حتی لفظ «فاء» «پس» حذف شده است، یعنی هیچ‌گونه درنگی نکردیم. ایمان این‌گونه است، موجودی که با سرمایۀ فطری خود با قران برخورد کند، بلافاصله ایمان می‌آورد.

[4] آل‌عمران: 193

[5] محمد: 17. « کسانی که هدایت یافتند، خداوند هدایتشان را افزونی بخشد و روح تقوا به آنها می‌بخشد.»

[6] کهف: 13. «آن‌ها جوان‌مردانی بودند که به پروردگارشان ایمان داشتند و ما به هدایتشان افزودیم.»

[7] احقاف: 31. منظور رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ائمۀ اطهار سلام الله علیهم است. و منظور از اجابت هم ایمان به آن بزگواران و عمل به دستوراتشان است.

ارسال یادداشت (0یادداشت)
قرآن کتاب هدایت 6
نویسنده سيد سعيد لواساني   
1389/05/30 ساعت 16:29:07

قران کتاب هدایت

6

 

یادآودی:

امروز روز دهم ماه مبارک رمضان است و به فضل الهی ششمین بخش بحث «قران کتاب هدایت» را با بررسی آیۀ 157 سورۀ مبارکۀ انعام تقدیم حضور فرهیختگان ارجمند می‌کنم، امیدوارم که مورد توجه واقع شود.

راستی یک دهه از ماه مهمانی خداوند گذشت، تاکنون از این مهمانی چه نصیب شما شده است؟ من که هیچ عملی کسب نکردم، بلکه بالاتر هیچ کسب و کاری ندارم که با آن عملی را هرچند ناچیز به محضر دوست ارائه کنم. حتی اگر در حالی و جایی گناهی را مرتکب نشدم، از بی‌عرضگی من بوده است! خداوندا صادقانه عرض می‌کنم که هیچ برای عرضه ندارم، جز کوله‌باری از گناه و منیت و دستی امیدوار به لطف و کرمت. بحق محمد و آل محمد صلی علیه و علیهم؛ ناامیدم مکن!

 

 

سه نکته دربارۀ هدایت قرآن

«فَقَدْ جاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَة»[1]

قران بینه است، یعنی با زبانی واضح و روشن سخن گفته است که این زبان فطرت است  و با این زبان همۀ انسان‌ها را هدایت می‌کند و رحمت عام برای همۀ بشر است و این مرحلۀ نخست از هدایت قران است که هدایت عام تشریعی برای همۀ بشر است که راه هدایت و رسیدن به مقصود را به روشن‌ترین زبان بیان کرده است. اما در کنار آن قران هدایت و رحمت خاص الهی است و آن هدایت خاص تکوینی است که به منزلۀ راهنمایی امین است که سالک راه خدا را به مقصد و مقصود می‌رساند. این نکتۀ نخست.

 نکتۀ دوم این‌که در این مجموعه نوشتارها دربارۀ «هدی» توصیح داده‌ایم و بیشتر هم توضیح می‌دهیم. این‌جا عرض می‌کنم که «هدی» یعنی این‌که راهی وجود دارد و قران آن را نشان می‌دهد. زیرا «هادی» خداوند است که راه را خلق می‌کند و به وجود می‌آورد و قران وسیلۀ هدایت است که مظهر اسم «هادی» در میان ما انسان‌ها است تا به آن هدایت شویم. به تعبیر دیگر هدایت بالذات کار خداوند است و «هادی» نیز اسم فعل الهی است که با آن بشر را هدایت می‌فرماید، اما قرآن و در کنار آن اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم وسایل هدایتند، آنها وجه الله هستند که خداوند به وسیلۀ آنها بشر را هدایت می‌فرماید. این هم نکتۀ دوم.

اما نکتۀ سوم وجه دیگر  «هدی» این است که قران عین هدایت است. حضرت استاد آیت الله جوادی آملی حفظه الله تعالی می‌فرمایند:   

«پس چون قرآن عين هدايت است و هدايت همان قرآن، بررسي و تحليل حقيقت هدايت را بايد با تبيين قرآن كريم انجام داد كه خود تبيان همه معارف و به خوبي روشن و روشن‌گر خود و ديگران است؛ «و نزّلنا عليك الكتاب تبياناً لكلّ شي‏ء»[2] و چون قرآن درياي بي‏پايان معرفت «و بحراً لايدرك قعره»[3]  و گنجينه‏هاي فراوان علوم الهي است كه حضرت سجّاد «عليه‌السلام» فرمود: «آيات القرآن خزائن فكلّما فتحت خزانة ينبغي لك أن تنظر مافيها»[4] پس مي‏توان بحث درباره هدايت قرآني را در سطوح متفاوت مطرح كرد.

چنان‏كه اميرمؤمنان «عليه‌السلام» فرمود: «واعلم أنّ درجات الجنّة علي عدد آيات القرآن؛ فإذا كان يوم القيمة يقال لقاري‏ء القرآن اقرء و ارق، فلا يكون في الجنّة بعد النبيّين و الصديقين أرفع درجة منه»[5][6]



[1] انعام: 157

[2] نحل: 98

[3] نهج البلاغه؛ خطبۀ 198

[4] کافی؛ ج: 2؛ ص: 609

[5] من لایحضره الفقیه؛ ج: 2, ص: 628

[6] تفسیر موضوعی قرآن؛ ج: 16؛ ص: 114 ـ 115

ارسال یادداشت (0یادداشت)
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

 استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع مجاز ميباشد